احمدي نژاد با چه "نامي" در تاريخ ثبت ميشود؟!
مثلاً
شخصي سخت کوش، شجاع، خستگي ناپذير...
شخص مستبد،تک راي،تک محور،بي برنامه...
شخص اجرايي قوي با اهداف متعالي ولي بي برنامه، در اصول معتقد و در فروع سماحت جو و ....
شخصي ولايي و ولايت پذير، بازوي اجرايي رهبر زمان و ...
و ...
نظام اجرايي از ديدگاه قران به مانند نظام خلقت، بر اساس قول"احسن" به معناي کار نيکوتر و بهتر و زيباتر پايه ريزي شده است و نه قول " اکثر" به معناي کار فراوان و زياد و خستگي ناپذيري و ...
او ميداند و بايد بداند که خرده کارهاي فراوان در تاريخ کم کم در اذهان مردم عصرها و نسلها رسوب کرده و رو به فراموشي ميگذارد و در مقابل طبق وعده قراني اقدامات بهتر (که البته با صبغه الهي صورت گرفته است) هر چند کم، در تاريخ باقي خواهد ماند حتي اگر مجريان اين کارها در مقطع زندگي دنيايي از آنها به نيکي ياد نشود. به عبارت ديگر 5 کار زيبا ، زيربنايي و سيستماتيک (با نيت الهي) از 50 کار و اقدام کوتاه مدت و زودگذر (که احتمالا خود خواهي و غرور فرد مجري را براي مدتي به همراه دارد) بهتر است.
احمدي نژاد به خوبي ميداند،همچنان که بارها اعلام کرده است که بسياري با او همفکر و هم طريق و طريقت نيستند و به او اعتقادي ندارند و او نيز در مقابل از انها با شجاعت برائت جسته است. دوستان و دوستداران وي اکثرا در بخشي از طبقه اصولگرايي امروزي که البته خط قرمز و محور اصلي آنها اعتقاد و التزام کلامي و قلبي به ولايت فقيه است يافت ميشوند.
احمدي نژاد که قرار بود تحت عناوين زيبا، اسلامي و ملي نظير شخص شجاع، خستگي ناپذير، انقلابي، مردمي و از همه مهمتر ولايت مداري... در تاريخ اين مرزو بوم ثبت شود در معرض امتحان (و البته خطر) جدي قرار گرفته است، چرا که اين صفات بيش از آنکه صفت او باشد ارزشش را(از ديدگاه همان قشر حامي) از نقل کننده و تاييد کننده اين صفات يعني رهبري نظام ستانده است. به عبارتي صفتي که او را جامع اين صفات مينمود تبعيت او از ولايت و بالتبع تعريف و تمجيد مقام رهبري از او بود.
به بياني ؛ احمدي نژاد به اعتقاد بخشي از بدنه اصولگرا (و البته با يک نگاه خوش بينانه) ميرفت تا به يک قهرمان ملي و چهره سالهاي حال و آتي نظام تبديل شود. اما گويا زمانه به اين سهولت به کسي مجوز عبور از خط پايان و اعطاي لقب قهرماني را نميدهد. در طي 10 روز اخير اقدامات عجيب وي به نوعي خدمات شبانه روزي اورا(با همه کاستي ها و مشکلاتش) در طول اين چهار سال تحت الشعاع قرار داد. گرچه طبق نظر رهبري "و اينکه يک اشتباه کوچک کسي را از خدماتش و سابقه اش نمي اندازد" بايد به وي فرصت داد تا اينگونه خطاهايش را جبران کند اما ميبايست توجه شود که تاريخ ايران و اسلام جاي مناسبي را براي مرتکبين چندين باره ي اين اشتباهات در نظر نگرفته است.
" رنگ سبز انتظار"
" افضل اعمال امتی، انتظارالفرج "
با فضیلت ترین اعمال امت من، انتظار فرج است.
همه ما شیعیان ، خود را منتظر آن امام غایب می دانیم و منتظر نیم نگاهی از سوی ایشان هستیم.
آیا انتظار تنها با لفظ ، گریه و زاری است و عمل نمی خواهد؟
آیا همینکه برای فرج دعا نماییم کفایت می کند؟
آیا هیچ اندیشیده ای که چرا پیامبر اکرم با فضیلت ترین عمل امت خویش را " انتظار فرج " دانسته اند؟
باید بدانیم که ما منتظران در عصر غیبت وظایفی داریم که دراین نوشته به برخی از این وظایف از منظر روایات اشاره ای گذرا خواهیم داشت ، باشد که همه ما از منتظران واقعی حضرت بوده و در راه رضای ایشان که همان رضای خداست، گام برداریم.
2- شناخت صفات و سیره امام علیه السلامبدیهی است که یک عاشق دلباخته امام و منتظر حقیقی باید بداند که محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده و چه سیره و روشی را در زندگی پیاده می نماید. دراین راستا مطالعه آیات و روایات فراوانی که در ارتباط با وجود مقدس امام بیان شده، مفید است.
3- رعایت ادب در همه مواردامامی که واجب الاطاعة و محبت خدا بر تمامی اهل زمین است. نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا دربین مخلوقات است . روزی اهل زمین به یمن وجود ایشان است و هرکس که به مرتبه ای ازمراتب کمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است که از مسیر امامت به ما رسیده است.
4-عشق و علاقه به حضرتگفته اند ؛ مرحوم سید عبدالکریم کفاش، هفته ای یک بار به محضر آن حضرت مشرف می شد . او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. دریکی از تشرفاتش، امام از او می پرسند، سید عبدالکریم اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟! سید پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم. حضرت در پاسخ فرمودند: " اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی. "
5- علاقمند کردن دیگران به امام زمان علیه السلام طبیعی است که هرکس به چیزی علاقمند باشد درصدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی می کند، چه رسد به اینکه محبوب، وجود مقدس خاتم الاوصیاء عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
6- انتظار فرجامام صادق (ع) فرمودند: " بخشی از معتقدات ائمه علیه السلام عبارت از تقوی، پاکدامنی و خیرخواهی ...و صبورانه در انتظار فرج بودن است. "
در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج ، بیان شده که هرگاه یکی از منتظران حضرت درجوار رحمت الهی می رود، چنان است که درمیان سپاه امام و یا در میان خیمه حضرت به شهادت می رسد.
و در بسیاری از روایات، بهترین اعمال را انتظار فرج دانسته اند.
7- به جا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از اماماعمالی که به نیابت از امام زمان علیه السلام به جا آورده می شود در واقع هدیه ای از جانب عاشقان به ایشان است.
8- استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف .در بعضی از روایات از آن بزرگوار به" غیاث المضطرالمستکین " تعبیر شده است .
توسل و استغاثه بر اهل بیت علیه السلام، سیره دائمی بزرگان و صلحاء و علمای شیعه بوده و حتی ائمه علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند .
9- تجدید بیعت با امام علیه السلامبر اساس پاره ای از روایات، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب است و در هر جمعه مستحب است.
در روایتی از امام صادق نقل شده است که " هرکس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم نمی میرد مگرآنکه حضرت را ببیند و بشناسد."
10- اجتناب از محارمکسی که منتظر واقعی است، باید از آنچه که امام زمانش کراهت و دوری دارد، اجتناب ورزد و هر عملی را که در تقرب او موثر است، به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.
مرحوم شیخ طوسی می گوید : وجود حضرت لطف و عنایت بر ماست و غیبت ایشان به خاطر اعمال بد ما می باشد.
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است
گفتم که از که پرسم ؟ آن کوی بی نشانت گفتا نشان چه پرسی ؟ آن کوی بی نشان است
حضرت مهدی علیه السلام در توقیعی چنین می فرمایند : تنها چیزی که ما را از دوستان جدا می کند ، خبر گناهانی است که همواره از ناحیه آنان به ما می رسد.
11- دوستی با صالحاندوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است . همچنین ایجاد سرور برای مؤمنین و محبین اهل بیت علیه السلام و رفع حوائج آنان نیزاز وظایف منتظران شمرده شده است .
12- برائت از دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلاممنتظر واقعی هرگز با دشمنان خدا و اهل بیت دوستی نمی کند و همیشه از آنها دوری می جوید.
نامه حامیان سابق به احمدی نژاد!(طنز)
جناب آقای رئیس جمهور
با سلام
به پیوست انصراف میلیونها دل عاشق ولایت از رای به شما ارسال می گردد.
ضمنا از این به بعد شما احمدی نژاد ما نیستید و تنها طبق اصل 114 رئیس جمهورید.
ایام سرمستی مستدام.
نمی توان سر مردم شیره مالید
وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه های دولتی نسبت به دوره های قبل ریاست جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: «آنها فکر نمی کردند در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند، دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان ها را درک نکردند، در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.»میرحسین با بیان اینکه «مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود»، افزود: «ما بخش های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده ایم. قسمتی از آن را خوانده ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته ایم.»
وی با بیان اینکه «جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است»،گفت: «ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود «در بهار آزادی جای شهدا خالی»، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟»
موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت وگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: «طبیعی است این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.»
میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: «متهم می کنند شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می کنید، ما می خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری ها از ابتدا تا انتهای آن می توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها غ...ف و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلاً پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.»
وی گفت: «آیا ما نظامی را می خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان های غ...ف بگویند اینها به ما ربطی ندارد؛ اینها از کجا آمده اند آیا از کره مریخ آمده اند؟ وقتی قتلی رخ می دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن وقت ده ها و صدها نفری که این جنایت ها را مرتکب شده اند را نمی توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟»موسوی در ادامه با اشاره به گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: «مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان ها و ایده آل هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره ای ندارد که به آنها (آرمان ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده اند باز نخواهند گشت.»
وی ادامه داد: «غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه های بسیار بیش از 40 روز در خیابان هاست، نشان دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می کند، اینها تصور می کردند احزاب این جریان را هدایت می کنند برای همین شخصیت ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف گیری به کار بردند.»
موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت الله جنتی مبنی بر اینکه «اعترافات دارد گرفته می شود»، گفت: «آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.»وی با یادآوری اینکه «این شیوه ها نتیجه ای در بر ندارد»، افزود: «این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.»موسوی با بیان اینکه «هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده تر شد»، گفت: «قدرت این حرکت از گسترش آگاهی هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق تر کنیم.»وی با اشاره به اینکه «عده ای به دولت حاکم رای دادند»، بیان کرد: «باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست های اقتصادی و ماجراجویی سیاست خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.»موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می داد، گفت: «باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکت مان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم ترین آن آزادی هاست.»وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یادبود شهدای وقایع اخیر در مصلای تهران اشاره کرد و گفت: «با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می خواهیم از مصلایی که با هزینه های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می گویید، اینها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم.»
موسوی در ادامه با یادآوری اینکه «قانون اساسی می تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیونددهنده ما باشد»، افزود: «باید توجه کنیم برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش هایی است که مردم به خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.»موسوی در ادامه مرگ ها و دستگیری های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: «ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودیم. û... یادآور می شوم مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب این اعمال شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین اعمالی نخواهند گذشت. چطور می شود یک فردی علاقه مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستیم؟ مگر توصیه های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده ایم؟» وی افزود: «مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور غ...ف فریاد نمی کشند و از این فجایع گریه نمی کنند؟ نمی بینند، اینها را لمس نمی کنند. اینها همه کشور را سیاه می کنند. اینها دل همه ما را سیاه می کنند، اگر سکوت کنیم همه ما را ویران می کند و همه ما را به جهنم می برد. من نسبت به این اعتراض ها خوشحالم زیرا این اعتراض ها نشان دهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به این اعمال نیستند؛ راضی به اینکه افراد û... پیدا شوند و به خانه ها و ماشین های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشان دهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند، بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با û... را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.»موسوی در ادامه با بیان اینکه «کشور نمی تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند»، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: «یقین دارم قوه قضائیه نمی تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.»
وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضائیه مستقل داریم، بیان کرد: «آیا قوه قضائیه می تواند پرونده همین روح الامینی را بررسی کند، الان می گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضائیه بررسی کند ببیند دندان های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضائیه ای کشور ما را نجات می دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.»
موسوی در ادامه توضیح داد برای این روح الامینی را مثال زده که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه اش را تحویل داده اند.
وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده اند با تاسف بیان کرد: «ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته اید، آنها اذیت شده اند و زجرکشیده اند، لااقل جنازه های آنها را بدهید و به خانواده های آنها برسانید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستند، چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می دهید؟ چرا مردم را عصبی می کنید؟ چرا مردم را تحقیر می کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.»میرحسین موسوی تاکید کرد: «این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش ها و آرمان های ابتدای انقلاب و دیدگاه های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.»وی، شورش خیابانی خواندن حرکت های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و به هم زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.
موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که: «این طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.»وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه «نمی شود سر مردم را شیره مالید»، بیان کرد: «خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.»
موسوی:هریک از اعیاد،نعمتی برای نهضت سبز است/آقایان تصور میکردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به
به گزارش قلم، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکلهای معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصتها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت:«این مهمترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبتها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.»
وی با اشاره به اینکه این مناسبتها زیاد هستند یادآور شد:«ما میتوانیم هر روز برنامهای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.»
موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت:«فکر میکنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمیگردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.»
وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانههای دولتی نسبت به دورههای قبل ریاستجمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد:« آنها فکر نمیکردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرحهایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابانها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.»
میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواستهای معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود:«ما بخشهای اندکی از قانون اساسی را اجرا کردهایم. قسمتی از آن را خواندهایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشتهایم.»
وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد:«ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیماییهای میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟»
موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زنها، آزادی سخن، اندیشه و گفتوگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد:«طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.»
میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت:«متهم میکنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده میکنید، ما میخواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیریها از ابتدا تا انتهای آن میتوانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.»
وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمیخواستیم گفت:«آیا ما نظامی را میخواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانههای دانشجویان و مردم را ویران و ماشینهای آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگانهای موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند اینها به ما ربطی ندارند؛ اینها از کجا آمدهاند آیا از کره مریخ آمدهاند؟ وقتی قتلی رخ میدهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آنوقت دهها و صدها نفری که این جنایتها را مرتکب شدهاند را نمیتوانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور میکند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟»
موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت:«مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمانها و ایدهآلهایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چارهای ندارد که به آنها (آرمانها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمدهاند باز نخواهند گشت.»
وی ادامه داد:«غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور میکردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانههای خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینههای بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشاندهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را دادهاند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل میکند، اینها تصور میکردند که احزاب این جریان را هدایت میکنند برای همین شخصیتها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعترافگیری به کار بردند.»
موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیتالله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته میشود گفت:«آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد میتواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدمهای کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کردهاند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیدهایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.»
وی با یادآوری اینکه این شیوهها نتیجهای در بر ندارد افزود:«زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانوادهها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمیشود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.»
موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گستردهتر شد، گفت:«قدرت این حرکت از گسترش آگاهیهاست و باید آن را پاس بداریم و عمیقتر کنیم.»
وی با اشاره به اینکه عدهای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد:«باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاستهای اقتصادی و ماجراجویی سیاستخارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.»
موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان میداد، گفت:«باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد میکنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهمترین آن آزادیهاست.»
وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت:«با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمیخواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط میخواهیم از مصلایی که با هزینههای صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفادهای کنیم، همان 13 میلیونی که شما میگویید، اینها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم.»
موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی میتواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود:«باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزشهای اصلی انقلاب اسلامی و ارزشهایی است که مردم بهخاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.»
وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که میتواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت:«تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.»
موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.
وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیتها و قومیتها تحت نام ایران داشتند، گفت:«وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن میگنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیتها به مجلس راه یافتند.»
میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیتها و قومیتها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع میکرد.
موسوی در ادامه قتلها و دستگیریهای رخ داده را فاجعه خواند و گفت:«ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب میشوند یادآور میشوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایتهایی نخواهند گذشت. چطور میشود یک فردی علاقهمند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیههای ایشان را درباره ابن ملجم نشنیدهایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکردهایم؟»
وی افزود:«مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمیکشند و از این فجایع گریه نمیکنند؟ نمیبینند اینها را لمس نمیکنند. اینها همه کشور را سیاه میکنند. اینها دل همه ما را سیاه میکنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران میکند و همه ما را به جهنم میبرد. من نسبت به این اعتراضها خوشحالم زیرا این اعتراضها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانهها و ماشینهای مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایتها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.»
موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمیتواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت:«یقین دارم قوه قضاییه نمیتواند و حق ندارد به بسیاری از این زندانها سر بزند و اطلاعات بگیرد.»
وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد:«آیا قوه قضاییه میتواند پرونده همین روحالامینی را بررسی کند، الان میگویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندانهای وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییهای کشور ما را نجات میدهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.»
موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روحالامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه میگویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازهاش را تحویل دادهاند.
وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایتها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کردهاند با تاسف بیان کرد:«ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشتهاید، آنها اذیت شدهاند و زجرکشیدهاند، لااقل جنازههای آنها را بدهید و به خانوادههای آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه میشوند؟ اینها را برگردانید به خانوادههایشان. چرا اینقدر مردم را آزار میدهید؟ چرا مردم را عصبی میکنید؟ چرا مردم را تحقیر میکنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.»
میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزشها و آرمانهای ابتدای انقلاب و دیدگاههای حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.
وی با اشاره به شورش خیابانی خواندن حرکتهای مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهمزدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.
موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که اینطور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.
وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمیشود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد:«خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.»
مشایی عزل شد، احمدی نژاد مردود!
انتظار همگان بر این بود که با توجه به صدور دستور رهبر معظم انقلاب در تاریخ 27 تیرماه، محمود احمدی نژاد که خود را ولایت پذیر و مطیع فرامین رهبری می داند بدون لحظه ای تردید به برکناری دوست دیرین خود از معاون اولی اقدام کند نه اینکه شایعاتی منتشر شود که اگر مشائی نباشد من هم نیستم!
از سوی دیگر، زمانی که بنا به تعلل آقای احمدی نژاد که واقعه الحاق سازمان حج و زیارت را دوباره تداعی کرد، رهبری مجبور به علنی کردن نامه خود به ریس جمهور شدند و رسما در آن بیان داشتند که : لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد. همگان منتظر این بودند که همان گونه که مشائی با حکم احمدی نژاد به سمت معاون اولی منصوب شد به همان روش و با حکم احمدی نژاد از این سمت برکنار شود نه اینکه با پیامی ولایت دوستانه از سمت خود کناره گیری کند و منتی ابدی بر سر همگان بگذارد!
اوضاع و احوال نشان از آن دارد که فعلا تا مدتها آقای احمدی نژاد سعی در فراموش کردن این واقعه خواهد داشت اما در همین روزهای ابتدایی انتصاب ایشان به عنوان رئیس جمهور دولت دهم باید یاد آور شد که علقه مردم به ولایت، مانند علاقه آنها به رئیس جمهور و اجاره نشینی چهار و یا هشت ساله دومین مقام اجرایی کشور در پست خود نیست بلکه ارتباطی است که با جان و دل مردم و مسئولان با رهبری برقرار شده است از همین رو، در صورتی که آقای رئیس جمهور هر چه سریعتر به جبران این اشتباه اسفناک خود و بی حرمتی ناخواسته شان اقدام نکنند باید منتظر رویارویی هواداران و طرفدارانشان که در وحله اول عاشق نظام و انقلابند باشند. این اخطار و هشدار در حالی از سوی دلسوزان انقلاب و دوست داران آقای احمدی نژاد بر زبان رانده می شود که خطائی بس بزرگ در آغازین روزهای انتخاب ایشان به وقوع پیوسته که امید است دیگر هیچ گاه تکرار نشده و نیازی به ... نباشد.
رئیس جمهورمقام سیادت را مسخره کرد
به گزارش خبرنگار"تابناک"، یکشنبه شب گذشته و در شب مبعث پیامبر اکرم(ص) ،در برنامه پر طرفدار " این شب ها" هنگامی که بحث بر سیره حکومتی پیامبر اکرم (ص) متمرکز گردید ،حجت الاسلام سید مهدی طباطبائی به ناگاه با اشاره به رفتار پیامبر اعظم بعد از فتح مکه در مقابل شعار نابجای مسلمانان که گفتند " الیوم یوم الملحمه"( امروز، روز انتقام است) واکنش نشان داده و فرمودند بگوئید " الیوم یوم المرحمه" ( امروز روز مهر ورزیدن و مهربانی است) .
وی در ادامه افزود: من از ابتدای قضایای انتخابات قصد داشتم در یک برنامه تلویزیونی این موارد را بگویم،به نظر من اگر رئیس جمهور بعد از پیروزی در انتخابات سخنرانی که یک هفته بعد از انتخابات کردند را انجام می دادند و مردم را دعوت به مهربانی می کردند بسیاری از این فتنه ها اتفاق نمی افتاد.
طباطبائی در مقابل دیدگان شگفت زده مجری ادامه داد:متاسفانه رئیس جمهور روز بعد از انتخابات در مقابل طرفدارانشان معترضین و مخالفین خودش و مقام سیادت را مسخره کرد و اگر این استهزا نبود بسیاری از فتنه ها به راه نمی افتاد.
ایشان تاکید کرد: انسان نباید حرفی بزند که وزانت و سنگینی آدمی را کم کند
این استاد اخلاق در پایان در حالی که سعی می کرد به یادآوری ذکر آداب شب مبعث بپردازد به شدت بغض کرده بود و چندین بار از مردم در خواست کرد ، حرفی نزنند که به فتنه منجر شود
به راستی احمدینژاد چه هدفی را دنبال میکند؟
به گزارش «تابناک»، رحیم مشایی که به عنوان یار غار رئیسجمهور محسوب شده، به دلیل عملکرد و اظهار نظرهایش در مدت دولت نهم، همواره انتقادهای بسیاری را از سوی موافقان و مخالفان، متوجه احمدینژاد کرد و حتی به زعم برخی چشم اسفندیار دولت نهم نامیده شد.
بنا بر این گزارش، اظهارات آقاي مشايي در چهار سال گذشته، همواره حساسيتهاي بسیاري در جامعه برانگيخت و افراد زيادي نسبت به مواضع و افكار وي معترض بودند که از آن جمله میتوان به برخی نمايندگان مجلس، مراجع و علماي قم و بسياري از دلسوزان نظام اشاره کرد و اين در حالي بود که مشايي همچنان بر مواضع خود پافشاري کرده تا جایی که در مقطعی اگر معظم انقلاب پا درمياني نميکردند، قطعا مشکلات بسیاری در اين باره به کشور تحميل ميشد.
این گزارش میافزاید: در حالي که بسیاری اميدوار بودند تا احمدینژاد در دولت جديد از وی استفاده نکرده و از کابینه دهم حذف کند، ديروز مشایی به عنوان معاون اول رئیسجمهور منصوب شد، البته این انتصاب هرچند میتوانست در جایگاهی همچون یک وزارتخانه باشد، اما شاید به دلیل احتمال واکنش نمایندگان مجلس، این گونه رقم خورد.
اما نکته مهم و قابل تأمل آن است که شخصي که در مقام معاون رئيسجمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اظهارات نسنجیده و نابخردانه خویش، بارها موجبات ناخرسندی دلسوزان انقلاب را فراهم کرد، اكنون دومين پست کليدي دولت، يعني معاون اولي را دريافت کرده است؛ برای مثال، به برخی از این واکنشها اشارهای کوتاه میکنیم:
فارس: آيتالله مكارم شيرازي از مراجع عظام تقليد در خصوص استفتايي درباره اظهارات اخير اسفنديار رحيممشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري درباره ساكنان سرزمينهاي اشغالي، پاسخي را داد كه متن كامل اين استفتاء و پاسخ آيتالله مكارم شيرازي بدين شرح است:
مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيتالله مكارم شيرازي
همانگونه كه حضرت عالي مستحضر ميباشيد، در روزهاي اخير از سوي برخي افراد اظهاراتي مبني بر اينكه جمهوري اسلامي ايران با ملت اسرائيل دوست است و مشكلي ندارد، مطرح شده كه اين موضوع شبهاتي را در ذهن امت اسلامي و شهيد پرور ايران ايجاد نموده است.
فلذا خواهشمند است جهت تنوير افكار مردم مسلمان ايران صراحتا نوع تعامل با رژيم غاصب و جعلي اسرائيل و نيز مردم ساكن در سرزمينهاي اشغالي را تبيين بفرمائيد.
پيشاپيش از التفات نظر آن عالم فرزانه كمال تشكر و امتنان را داريم.
پاسخ آيت الله مكارم شيرازي:
شك نيست كه رژيم اسرائيل و مردم آن هر دو مخالف اسلام و مسلمين هستند، آنها زمينهاي مسلمانها را غصب كردهاند و مرتبا شهرك سازي كرده و ساكن آن زمينهاي غصبي ميشوند؛ اگر ضربهاي بر مسلمين وارد شود، جشن ميگيرند و اگر رژيم آنها از مسلمين شكست بخورد (مانند شكست مفتضحانه جنگ 33 روزه) به حكومت خودشان اعتراض ميكنند، خلاصه آنچه باعث ناراحتي مسلمين است، سبب نشاط آنها است و آنچه سبب پيروزي مسلمين است، سبب ناراحتي آنها ميشود. نقشهاي توسعه طلبانه رژيم و مردم آنجا بر كسي پوشيده نيست. با اين حال، چگونه ميتوان واژه دوستي با آنها را به زبان آورد؛ چه لزومي دارد كساني كه اين گونه فكر ميكنند جزء همكاران رئيسجمهور محترم باشند، هنگامي كه دویست نفر از نمايندگان مردم به چنين كاري اعتراض كنند مفهومش اين است كه بيش از دو سوم مردم اين كشور با چنين شخص و چنين افكاري مخالفند.
انصاف ايجاب ميكند تعصبهاي جناحي را كنار بگذاريم و به سرنوشت و منافع كشور و نظام بينديشيم و بر انديشه امام (ره) در اين زمينه استوار باشيم.
هميشه موفق باشيد
ناصر مكارم شيرازي
یا
اعتراض پنجاه عضو خبرگان به حضور مشایی در دولت
بيش از پنجاه تن از نمايندگان مجلس خبرگان، حضور رحيممشائي در دولت را متناسب با منزلت دولت اصولگرا و رئيسجمهوري مكتبي ندانستند.
فارس: بيش از پنجاه تن از نمايندگان مجلس خبرگان رهبري در حاشيه اجلاسيه چهارم اين مجلس، با امضاي نامهاي بر لزوم رسيدگي به اظهارات اسفنديار رحيم مشائي مبني بر «دوستي ايرانيان با مردم اسرائيل» تأكيد كردند.
خبرگان ملت، حضور رحيممشائي در دولت به عنوان معاون رئيسجمهور، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و رئيس مركز ملي مطالعات جهاني شدن را متناسب با منزلت دولت اصولگرا و رئيسجمهوري مكتبي ندانستند.
یا
نامه چهل روحانی مجلس به رهبری درباره مشایی
44 نفر از نمایندگان روحانی مجلس هشتم با نگارش نامهای به رهبر انقلاب، از باقی ماندن اسفندیار رحیم مشایی در پست معاونت رئیس جمهور انتقاد کردند.
به گزارش مهر، محمد تقی، رهبر رئیس مجمع نمایندگان روحانی مجلس هشتم در این باره گفت: اظهارات مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل، باعث شد نمایندگان روحانی نامهای خطاب به رهبر انقلاب بنویسند و از پافشاری احمدینژاد برای حفظ مشایی به عنوان معاون خود انتقاد کنند.
نماینده مردم اصفهان تأکید کرد: نسخهای از این نامه به رئیسجمهور داده خواهد شد.
یا
موضعگیری آیتالله نوری همدانی
آیتالله نوری همدانی صبح امروز در پاسخ به سؤال جمعی از دانشجویان پیرامون سخنان اخیر مشایی اعلام کرد: شایسته نیست چنین فردی در دولت باشد.
به گزارش مهر، متن پاسخ آیتالله حسین نوری همدانی بدین شرح است: «عداوت و دشمنی مردم متعهد ایران با اسرائیل خونآشام که با نقشه استعماری، مردم فلسطین را آواره و این سرزمین را غصب و با ادامه قتل و كشتار و جنایات فراوان و ساختن شهرکها، همفکران صهیونیستی خود را از کشورهای دیگر به این سرزمین جلب کرد، از الفبای اسلام و انقلاب است.
کیست که نداند که استعمار پیر انگلستان، این غده سرطانی را با نقشه شوم هولوکاستی در این سرزمین غرس کرد و سردمدار استکبار جهانی یعنی شیطان بزرگ، آمریکا، این شجره خبیثه را آبیاری کرد و با حمایت همهجانبه این پایگاه استعماری که با انبار کردن سلاحهای هستهای و قتل و کشتار و تخریب مداوم، امنیت منطقه را به هم زده است را نگه داشته است و تقویت میکند.
همه میدانند که مردم انقلابی ایران این کلام امام راحل(ره) كه «اسرائیل باید محو شود» را یکی از آرمانهای خود میدانند و هر سال در جمعه آخر ماه مبارک رمضان با تظاهرات چند میلیونی خود همه مسلمانان و آزادیخواهان جهان را به این آرمان اسلامی دعوت میکنند و به عملی شدن و تحقق این ایده که هم اکنون از جهت مغلوبیت در برابر حزبالله محترم لبنان و قدرت انتفاضه در ضعف و اضطراب به سر میبرند، ایمان دارند؛ «إنهم یرونه بعیدا و نراه قریبا».
بنابراین، هرگز شایسته نیست که رئیسجمهور محترم و مکتبی کسی را که فکر و فرهنگش در حدی باشد که نتواند این حقیقت را درک کند و یا از لحاظ ادبی قدرت بیان این مطلب را ندارد و یا آنقدر شهامت روحی ندارد که به اشتباه خود به طور صریح اعتراف کند و عذر بخواهد را مشاور خود قرار بدهد و یک پست مهم دولتی را به او بسپارد تا نه تنها اعتراض به جای نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی بلکه اعتراض ناراحتی همه ملت آگاه و متعهد ایران اسلامی را به دنبال داشته باشد.»
به هر حال، اگر اين انتخاب را دهن کجي به بعضي گروهها و مردم ندانيم، قطعا نوعي کج سليقگي در این انتخاب بوده است که جا دارد با توجه به شرايط حساس کنونی، رئيسجمهور محترم تا پیش از آغاز دولت جديد در انتخاب خود تجديد نظر کنند.
گفتنی است، مخالفت برخی از نزدیکان رئیسجمهور با طرز برخورد وی با مشایی و اعتماد بیش از اندازه او به وی، همواره نتیجه عکس داده و احمدینژاد را در تصمیم خود قاطعتر کرده و دلیل این ارادت قلبی همچنان برای بسیاری، از جمله نزدیکان رئیسجمهور نا مشخص است.
البته ناگفته نماند که این اعتماد تام، تنها به یک پست خلاصه نشده و مشایی عملا در چینش دیگر اعضای کابینه نقش و نظر مستقیم و مؤثر دارد، تا جایی که برخی او را تنها ژنرال کابینه نامیدهاند.
بر مسند دین نشست احمد امروز
از بهر هدایت بشر صادر شد
فرمان رسالت محمد امروز
××××××××××××××××××
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
منتظر معرفی علی کردان باشید!
هر چند در زمان انتخابات ریاست جمهوری پالس هایی از جانب دکتر احمدی نژاد و عوامل ستاد وی در زمینه تجدید نظر قطعی در به کارگیری کسانی چون رحیم مشائی به هواداران حساس رئیس دولت نهم مخصوصا علما و مراجع ارسال می شد اما انتصاب اخیر رئیس جمهور نشان داد که اسفندیار رحیم مشائی، این بار قرار است در جایگاهی قوی تر و به عنوان رئیس جمهور در سایه به رفتار ها و سخنان جنجالی خود ادامه دهد. یعنی دکتر احمدی نژاد در اقدامی زیرکانه تمامی انتقادات و شبهات درباره اظهارات و اقدامات مشائی را به چوب تصمیم گیری یک جانبه خود رانده و با این کار اولین استارت رویارویی کابینه جدید خود با مردم، مراجع و علما را زده است.
در همین زمینه روزنامه کیهان نوشت: به نظر می رسد پرسروصداترین تغییری که تاکنون در کابینه دهم رخ داده معاون اولی رحیم مشایی است؛ کسی که در دولت نهم با اظهارات نسنجیده و نابخردانه خویش بارها موجبات ناخرسندی دلسوزان انقلاب را فراهم کرد. بسیاری از اصولگرایان انتظار داشتند رئیس جمهور به دلیل رفتار و گفتار انتقادآمیز مشایی او را از کابینه دهم حذف نماید اما اینگونه نشد. او اکنون فرد دوم کابینه است. این انتصاب بی تردید با مخالفت وسیع نیروهای انقلابی و اصولگرا و انبوه حامیان دکتراحمدی نژاد مواجه خواهد شد.
از سوی دیگر با توجه به انتصاب مشائی به عنوان معاون اول رئیس جمهور به نظر می رسد کابینه آینده احمدی نژاد از مثلث متضاد نزدیکان رئیس جمهور خارج شده و این بار مهار اصلی امور در دستان کسانی چون مشائی، سعیدلو ، کردان و رحیمی باشد. به این ترتیب کسانی چون غلامحسین الهام و مسعود زریبافان و نیز هاشمی ثمره که هم چنان به عنوان یکی از نزدیکترین
افراد به احمدی نژاد شناخته می شود از تاثیر گذاری کمتری برخوردار خواهند بود.
بنا بر این گزارش، کردان، سعیدلو و محمد رضا رحیمی نیز از کسانی هستند که عدم معرفی آنها در میان اعضای اولیه کابینه گمانه زنی ها را درباره سرنوشت آنان تقویت کرده است. درباره کردان، به نظر می رسد با توجه به عزم رئیس جمهور در بی توجهی به انتقادات هواداران و دلسوزان، کردان نیز به پست مهمی گمارده شده و این پست به یقین چیزی جدای بازرسی رئیس جمهور خواهد بود. به طوری که چراغ های سبز گمانه زنی ها و احتمالات از هم اکنون کردان را به عنوان یکی از دو معاون قدرتمند رئیس جمهور یعنی معاون اجرایی و یا معاون نظارت راهبردی در نظر گرفته است.
محمدرضا رحیمی نیز که تلاش ها و حدس های بسیاری برای وزارت کشور وی مطرح است به دلیل نامساعد بودن فضای مجلس هشتم به احتمال زیاد در معاونت حقوقی رئیس جمهور به فعالیت خود ادمه خواهد داد. هر چند طرفداران دولت معتقدند وی در همراه کردن به موقع نمایندگان و مجلس با برنامه های دولت چندان موفق نبوده است.
اما علی سعید لو، که پس از احمدی نژاد مدتی را به عنوان سرپرست شهرداری تهران مشغول به کار بود و با آغاز به کار دولت نهم از تصدی وزارت نفت بازمانده و در نهایت به عنوان معاون اجرایی رئیس جمهور منصوب شد در صورتی که در میدان مسابقه با علی کردان از رقابت ها بازنماند با سمت قبلی خود به فعالیت هایش ادامه می دهد و در صورتی که نظر نمایندگان مجلس نسبت به وی مثبت ارزیابی شود سعید لو یکی از قطعی ترین گزینه های احمدی نژاد برای در اختیار کرفتن وزارتخانه های حساسی مانند نفت است.
گفتنی است که شوک ناشی از معرفی مشائی به قدری جدی است که از هم اکنون برخی نمایندگان مجلس که پیش از این به دلیل اظهارات و رفتارهای مشائی طرح سوال از رئیس جمهور را در دستور کار خود قرار داده بودند بار دیگر از احتمال طرح سوال از دکتر احمدی نژاد به دلیل انتصاب مشائی خبر می دهند.
علی مطهری از مخالفان سرسخت به کار گیری مشائی در کابینه احمدی نژاد می گوید: احتمال دارد که با مشورت با نمایندگان بار دیگر سؤالی را نسبت به رئیسجمهور مطرح کنیم. چون رئیسجمهور باید به مجلس پاسخ دهد که چرا چنین کسی را به عنوان معاون اول خود منصوب کرده است. چون رئیسجمهور فردی را برخلاف شایستهسالاری به عنوان معاون اول خود انتخاب کرده است و این برای مجلس، علما و نخبگان سیاسی قابل قبول نیست. پس از رئیسجمهور سؤال میکنیم تا ایشان برای پاسخ به این سؤال، نمایندگان را نسبت به این انتخاب خود قانع کنند.


